ميرزا على تبريزى ( شهيد )
6
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )
عمر » خود بقلم آوردهاند از بنده خواستند و بل امر فرمودند كه : اگر بتوانم آن مجموعه خطى و آن نامهها و رسالهها را كه در متن كتاب باختصار آمده و گاه به كنايت و اشارتى كفايت شده است ، تماما در يكجا گرد آورده و به شكل كتابى چاپ كنم ، كمك شايانى بتاريخ مشروطه كردهام . چون اين خواستنها عزم باطنى اينجانب را در اينباره تائيد مىكرد لذا بر آن شدم كه يادداشتهاى موسوم به « مجمل حوادث يوميه مشروطه » را اصل قرار داده و نامهها و رسالههائى را كه شادروان ثقة الاسلام در خلال احوال باقتضاى حال نوشته است فرع آن نمايم . و ناگفته نمىگذارم كه مويد ديگر من سخنان مورخ تاريخ هجدهساله آذربايجان نيز بوده است كه مىگويد : « اگر راستى را بخواهيم در جنبش مشروطه ، داد با ستم كشمكش مىكرد و اين نازيبا است غيرتمندانى كه در آنروز جانفشانى نمودند و بنياد بيداد و خودكامگى را برانداختند . نامهاى ايشان در تاريخ كشور نماند و اين اندازه ارجشناسى نيز از آنان دريغ گفته شود ، گذشته از اينكه دليرى يكى از پسنديدهترين خويها است و ما تا بتوانيم بايد آن را ميان توده رواج گردانيم و اين جز با نگارش سرگذشت دليران و ارجشناسى از آنان پيش نخواهد رفت . . » و اين قولى است كه جملگى برآنند . . . اينك كه دست به اينكار دشوار زدهام ، دادن توضيحات زير را لازم ميشمرم : كتاب « مجمل حوادث يوميه مشروطه » از 28 رجب 1324 هجرى و از نخستين روز « تحصن صغير » در تبريز آغاز يافته ولى در ششم محرم 1330 ناانجام مانده است . زيرا چهار روز بعد از آن در نيمروز عاشورا ، آن فاجعه شوم و شنار بدست مأمورين تزار كه رفتن احرار بر سر دار باشد رخ داده و اين جزوه را ناتمام گذارده است . اهميت اين كتاب در اين است كه ثقة الاسلام در جريان مشروطه از دستاندركاران بوده و با تمامى حادثهآفرينان آن ماجرا رابطه داشته و آزاديخواهان و مشروطهطلبان به راهنمونى وى نيازمند بوده و هيچكارى را از او پنهان نميداشتهاند .